جمال الدين محمد الخوانساري
203
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
كه در ترسانيدن كسى از گناهان ومعاصي همين كافيست كه بياد أو آورند خدا وروز جزا را ، ديگر أو بايد كه بترسد وخود را بازدارد از گناهان ، يعنى مجرّد همين فرديست از نهى از منكر وثوابي بر آن مترتّب مىشود ، يا اين كه در بعضي ترسانيدنها مثل اين كه سواري آيد يا كسى چوبى يا مانند آن آورد وتو در راه باشى ومظنّهء اين باشد كه از آن آسيبى بتو برسد كافيست در ترسانيدن تو از آن اين كه ترا آگاه سازد كه غافل نباشى واحتراز از آن كنى پس اگر با وجود آن تو توانى كنارى روى ونروى وآسيبى بتو برسد أو را تقصيري نيست تقصير از تست كه احتراز نكردى واللّه تعالى يعلم . 7984 من كثر حقده قلّ عتابه . هر كه بسيار باشد كينهء أو كم باشد گله گزارى أو ، مراد اينست كه كسى كه كينهور نباشد امر ناخوشى كه از كسى ببيند در دل نمىگيرد وگله ميكند تا رفع آن بشود بخلاف كينهور كه غالب اينست كه گله واظهار نمىكند وكينهء آن را در دل مىگيرد . 7985 من قلّ عقله ساء خطابه . هر كه كم باشد عقل أو بد باشد خطاب أو ، يعنى سخن گفتن با أو . 7986 من يجرّب يزدد حزما . هر كه تجربه كند زياد شود بحسب دورانديشى ، يعنى زياد شود دورانديشى أو ، مراد ترغيب بتجربه است واين كه آن باعث زيادتى حزم ودورانديشى مىشود . 7987 من يؤمن يزدد يقينا . هر كه ايمان آورد زياد شود بحسب يقين ، يعنى يقين أو همواره در تزايد باشد . 7988 من يستيقن يعمل جاهدا . هر كه يقين كند عمل كند جدّ وجهد كننده ، مراد يقين بخدا وروز جزاست .